تبليغاتX
گوهر وجود
گوهر وجود

.............بهره وري ذهن، پالايش ذهن ، رنگ درماني ، مفناطيس درماني و ..........

""تنها عشق است که حقیقت دارد ""
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 20:21 توسط درخشان | |

بهترین معبد خداوند دل های مردم پرهیزگار است با ذکر نام خدا دلهایتان را پاک ومطهر کنید تا شایسته تجلی خدا گردد . 

  مانترا

مانترا عبارتی سانسکریت است و از دو جزء تشکیل شده" مان" به معنی فکر کردن ، و"ترا'از ریشه تری  به معنی محافظت کردن یا آزاد شدن از دنیای مادی می باشد .مانترا همان ذکر ویاد آوری است که، یاد آوری آنچه که می تواند در ما تاثیر بسیاری بگذارد وباعث شود توان درونمان دو چندان شود. در ذکر مجموعه ای از کلمه ها یا یک کلمه که دارای توان وانرژی بسیاری است بر زبان جاری یا در ذهن تکرار می شود .این تکرار و جاری شدن با ایجاد ارتعاشات خود فضا را سرشار از انرژی های ویژه می کند .البته انتخاب کلمه یا کلمه ها خیلی مهم است و معمولا از کتابهای مقدس گرفته می شود وعمدتا" نام و صفتهای خداوند است باذکر نام خدا وصفاتی که او دارد می توان انرژِیهای پنهان درون را رها ساخت این رها سازی که با خودش انرژی عظیم کیهانی را همراه دارد با اراده مطلق الهی یکی می شود وبه دنبالش آثار مثبت وفیض بخش خود را آشکار می کند . .اگر درست تر بخواهیم توضیح دهیم باید بگوییم این انرژی همان انرژی پنهان است که در جهان مادی به صورت الهام ووحی الهی تجلی می کند وسرچشمه ء تمام دانش حقیقی انسان است که دانش مادی در برابر آن توان برابری ندارد .البته اینجا باید گفت که اکثر مانتراها به ظاهر دارای معنی لغوی خاصی نیستند اما اعتقاد بر این است که اینها در ذات خود دارای معنا ومفهومی عمیق هستند.بنابراین تکرار مانترا یا مراقبه بر روی یک کلمهء خاص قادر است در فرد ذاکر یک حالت جذبه به وجود بیاورد واورا به مراتب عالی تر آگاهی روحانی هدایت کند.

در مراسم مذهبی خواندن مانترا به همین منظور انجام می شود .ارتعاشاتی که دارای انرژی مثبت هستند فضا را پاک ومطهر می کند وجایی برای حضور انرژی های منفی نمی گذارد درست مثل اینکه با یک اسپری فضا را ضد عفونی بکنید .مهمترازهمه این انرژی مثبت ،هم چون حفاظی اطراف شما را می گیرد.چنانچه ادای مانترا با خلوص و نیت قلبی وهم چنین از روی عشق باشد آثار مثبت آن  به صورت آرامش و وجد چه در درون وچه در بیرون قابل مشاهده است .این احساس، ماهیتی ورای شادی دنیویی دارد .این آرامش ژرف و واقعی است چرا که آرامش وشادی دنیای مادی وابسته به شرایط مادی است وبا تغییر شرایط بیرون از بین می رود، چون دنیای مادی قابل دوام و پایدار نیست .اما سروری که از درون مایه بگیرد و در ارتباط با قلمرو کیهانی باشد جاودان و تغییر ناپذیر است .در کتاب های مقدس ودا بین تمام مانتراها ، مانترای "ام " اهمیت خاصی دارد .این مانترا صدای آفرینش است .صدایی که تمام هستی وتمام صداها از آن سرچشمه گرفته است ."ام" نخستین صداست .صدای صداها؛ صدای که با آن انرژی ازلی وابدی به اراده مقدس خدا فرم وشکل مادی به خود می گیرد  .

این کلمه مقدس نشانه و نماد یادآوری آفرینش است مانترای "ام" یک نماد وتظاهر مهم از مذهب هندو می باشد .ارتعاش حاصل از صوت "ام" انرژی زیادی را به وجود می آورد وانرژیهای نهان را فعال می کند که می تواند ذهن وجسم را با هم شفا دهد و  می توان آن را تجسم خدا به صورت صدا دانست چرا که در آغاز فقط کلمه بود ،کلمه از آن خدا بود ،کلمه خود خدا بود در قران سوره بقره آیه 32 آمده است که خداوند به انسان نام ها را آموخت .

مانترا یا ذکر؛ دارای قدرت و تاثیرگذاری بسیارزیادی می باشد .درفرهنگ اسلامی ذکر از اهمیتی خاص بر خوردار است بر زبان جاری کردن کلماتی خاص مثل یا فتاح یا رزاق ویا شافی ؛یا باذخ ؛ اشاره به صفات خاص خدا دارد  . در قران هم  به واژه ذکر اشاره شده است .در آیه 42 سوره احزاب آمده است : یا ایها الذین امنوا ذکروالله ذکرا کثیرا .

ذکر را در فرهنگ اسلامی به سه نوع تقسیم کرده ا ند .اولین مرحله آن ذکر زبانی است که می تواند آهسته یا با صدای بلند باشد وچنانچه همراه با خلوص نیت واز روی قلب باشد ذکر قلبی می گویند اما سومین ومهمترین مرحلهء ذکر، ذکر عملی است .ذکری که بتواند در رفتار وکردارفرد تاثیر گذار باشد و او را از گناه باز دارد . ذکر یکی از بهترین انواع مراقبه  است مراقبه ای که همراه با ذکرباشد، دارای محاسن زیادی نسبت به سایر انواع مراقبه ها است چون همانطور که در ابتدای این نوشته عنوان شد این نوع مراقبه همراه با ذکرو فراخواندن آن نیروی ازلی وابدی کیهانی وآن شعور مطلق است ومی تواند شخص را چنان سرشار از توان ونیروی عظیمی کند که بتواند به راحتی در مقابل تند بادهای دنیای مادی ایستادگی کند تا همیشه درونی شاد وسرشار از انرژی واقعی داشته باشد .

  

 آخرین آپ!

                                                                                درخشان

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 15:24 توسط درخشان | |

      

 

      همچوآتش برنتابم سوزسنگ

       یا بمیرم یا گهرآرم به دست

      گوهرم باید که گردد آشکار

        مرد بی گوهرکجا آید به کار

                                        عطار  

                             گوهروجود                                                 

انسان موجودی است که نمی توان اورا به هیچ وجه جدا اززمینهء وجودی اش دانست. انسان دروحله اول، یک موجود مستقل وحتی مسلط برآنچه که درپیرامونش وجود دارد، نیست ویژگی انسان بودن درمیان جمع وچیزهایی است که اورا احاطه کرده اند. بودن ازویژگی های انسان است به اینکه انسان اول هست آنگاه معطوف به چیزی است. تعلق وارتباط چیزها ودیگران نسبت به موجودیت انسان نه متقدم است ونه متاخر.

درتاریخ فلسفه هیچ پرسشی به اندازه، وجود چیست؟ مورد بحث وجدل فیلسوفان نبوده  فیلسوفان هرموجود مرکب را دارای دومولفه می دانند .

1-    ذات یا ماهیت

2-    وجود

ماهیت تعریف آن موجود است .اما وجود چیزی است که به موجب آن یک جوهر،چیزی واقعی داشته باشد .حتی تا وقتی بالقوه است، گفته نمی شود که وجود دارد .بلکه هنگامی به آن موجود گفته می شود که بالفعل شود .بسیاری هستند که وجود وهستی هرچیزرا بالاترومتعالی ترازماهیت وچیستی آن می دانند .آنها می گویند همه ما حقیقتا" با وجود اشیاء سروکارداریم واگردرست توجه کنیم خودرا غوطه وردرجهان موجودات می یابیم بنابراین اصالت، با وجود است وحتی تا آنجا می روند که می گویند وجود به این معناست که بشرابتداء وجود می یابد یعنی متوجه وجود خود می شود وسپس خود را می شناساند یعنی تعریفی ازخود به دست می دهد آنگاه دربحثی حرکتی خود را به سوی وجود پرتاب می کند .به عبارت دیگربا تفکرازوجود به حقیقت وجود می رسد.انسان به عنوان موجودی است که خود را ازوجود به بیرون پرتاب می کند .به سخنی انسان شباب وحافظ وجود است .با عمل تفکراست که وجود وهستی ظهورمی کند. دراینجا هدف آن نیست که بخواهیم بگویم آیا ماهیت مقدم بروجود است یا وجود برماهیت. بلکه هدف تعریفی ازوجود است ودرتعاریفی که ازوجود می شود یک چیزکاملا مشهود است وآن اینکه وجود درواقع به معنی ازمرحله بالقوه، به مرحله بالفعل درآمدن است . یعنی نیرو وانرژی وپتانسیلی که دراشیاء است خودش را بروزبدهد وعرضه کند، تا شناخته شود. آدمی نیزچنین است تا نیروهای درونی خود را بیرون نیاورد وازمرحله بالقوه به مرحله بالفعل نرسد وجود وهستی ندارد .حتی اگربه ظاهردراین دنیا زندگی کند وجا ومکانی مشخص  داشته باشد .انسان باید بتواند وجود خود را عرضه کند. باید این توانایی را داشته باشد که دردرون خود دست به جستجو بزند درآنجا گوهرهای درخشان به دست بیاورد وبا دستی پربیرون بیاید آنگاه ازنوهستی بگیرد .شناختن نیروهای بالقوه ای که دروجود آدمی است به سادگی امکان پذیرنیست .برای این کارباید دست به تلاش وکوشش بزند .اولین گام شناخت خویشتن است .شناخت وجودی که حتی برخود آدمی نا مکشوف است .برای اینکه بتوانیم خود را موجود بدانیم باید دراولین مرحله بدانیم وجود داریم یا نه. آگاهی ازموجودیت خود، اولین گام است آنگاه باید گام درمرحله بعدی بگذاریم .که شناخت حقیقت وجودی خود می باشد. باید بدانیم این موجودی که دراین کره خاکی زندگی می کند چگونه موجودی است .چه توانایی هایی دارد برای مثال بشرتنها ازقسمت کمی ازمغزخود استفاده می کند وهنوزبخشهای زیادی بدون استفاده وناشناخته مانده . گوهروجود اشاره به همین امکان دارد. گوهرهمان جوهراست جوهردرعلوم فلسفه به معنی ذات است ودربرخی ازمتون به عنوان جوهره وجود هم یاد شده .جوهربه معنی کمال ماهیت هرچیزی بیان شده واصطلاحی است درفلسفه ومنطق.درمتون فلسفه اسلامی درمقابل ترجمه واژه یونانی ousia ( اوسیا ) به کارگرفته شده که به معنی هستی ،هست ،وبودن است .مترجمان قدیم آثارارسطوبه عربی غالبا" جوهررا که معرب کلمه گوهرفارسی است معادل ousia می گذاشتند .گوهرازgohr پهلوی که به معنی سرشت ونهاد یا طبیعت است گرفته شده  .برخی مترجمان ذات وطبیعت را نیزبه کاربرده بنابرقول فارابی: لفظ جوهردرعرف عام، برای بعضی ازسنگها واشیاء معدنی به کاررفته مانند یاقوت وزمرد وامثال اینها. گاهی هم به معنی آباء واجداد وقبیله هم به کاررفته وچون این سنگها، قیمتی وگران هستند برای ذات وجوهرآدمی به کاربرده شده اند،وگاهی هم منظور،جوهرفطرت است .که مراد همان ماهیت یا جوهراست.که البته این کلمه درفرهنگهای مختلف ممکن است معنی دیگرداشته باشد .مثلا "درفرهنگ هندی آنچه را ظاهریا صورت است به معنی گوهرمی دانسته اند .هندی ها به آن چیترا یا سیترا می گویند ومنظورهما ن صورت یا ظاهراست .اما درزبان پهلوی به معنی ذات وطبیعت معنی شده وهمانطورکه قبلا گفته شده درعرب معرب، آن یعنی جوهربه کاررفته .

گوهرشناسان هم تعریف خاص خود را برای گوهردارند .ازنظرآنها گوهرتعریف جامع ومانعی ندارد .می توان گفت گوهرماده ای است شامل چهارویژگی .مانند زیبایی ،ماندگاری ؛کمیابی وسبکی .البته به این چهارعنصرباید اقبال وفرهنگ عمومی،  وهمچنین ساخت را به آن اضافه کرد .به هرحال، هرتعریفی که داشته باشیم باید بگوییم گوهرهمان جوهر وجودی است که باید ازعمق به سطح آید . واین ممکن نمی شود مگربا تلاش وکوشش آدمی برای بالقوه کردن نیروهای درونی خود، تلاش وکوششی که می تواند آدمی را دروحله اول به وحدت با خودش برساند آنگاه با پیدا کردن این وحدت، وصل شود به واجب الوجودی که همه عالم ازاوست. وقبل ازهرکوشش وتلاشی لازم است راه هایی را که می تواند ما را به سرمنزل مقصود وپیدا کردن گوهروجود یاری می کند، شناخته شود  .امید که گوهروجود با کمک دوستان بتواند گام کوچکی دراین راه بردارد .

                                                                                                درخشان

 

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 19:55 توسط درخشان | |

                               به نام خدا

وقتی که شری، گریبانگیرما می شود وجانمان را تهدید می کند ،وما درخود قدرت دفع شررا نمی یابیم به ربی پناه می بریم که مدبرما درتمام حوادث کوچک وبزرگ، ودرلحظات سخت ودشواراست .ما دراین گونه مواقع خودرا به دامن خدایی می اندازیم که معبود واقعی انسان است .الله واحد ، وبی شریک ولایتناهی  .خدایی که به وقول حکیم ابوعلی سینا درهنگام تنهایی وعسرت وبه هنگام سختی ودرماندگی به یادمان می آید .به همین دلیل شناخت خداوند یکی ازنیازهای اساسی واحساسات درونی انسان است.خداوند دراعماق سرشت هرکسی نهفته است .ما با نزدیک شدن به او،ازراه شناخت حقیقی وآگاهانه، حتی ترس ازمرگ را هم فراموش می کنیم .ما تکامل یافته ایم، تا خدا را بیابیم .خدا شخص نیست .بلکه یک فرآیند است .ماباید با کمک سخت افزارمغزخود خدا را بیابیم .مغزما ازقبل برای این کاربرنامه ریزی شده است .وتا این کاررا انجام ندهیم، نمی دانیم که، کی هستیم .راه شناخت خدا ،رسیدن به آگاهی است .باید آگاهانه قدم دراین راه بگذاریم وبار سفرببندیم وبه درون خود برویم تا درآن جا  خدا را  ملاقات کنیم .وقتی حقیقت خدا دروجود ما بیدارشد .خود بینی ومال اندیشی گذشته را که ازجهل ما سرچشمه می گیرد، رها کرده ودرمقابل جهان آفرینش متواضع تر می شویم .آدمی هرچقدرازبی ثباتی جهان مادی آگاه ترشود برای پذیرش خدا ونیرو،وانرژی اش آمادگی بیشتری پیدامی کند .اومی تواند دراین مرحله این انرژی ونیرورا، که ازذات باریتعالی،آن را به دست آورده، برای کمک به دیگران بکاربرد. بی شک اگرما احساس کنیم، که، هستیم واین هستی ما، بخشی ازهستی جهان لایتناهی است وآن را با هوشیاری وقدر شناسی همراه کنیم ،حتما به جاودانگی وصل خواهیم شد .آنگاه می توانیم با تمام وجود خدایی را که دردرون خود یافته ایم، صدا بزنیم .وتنها صدا زدن نام خدا می تواند تاثیری شگرف برما داشته باشد .چراکه گاه قدرت یک نام به حدی بالاست که با شنیدن آن نام، تصویرمتناسب با آن درآگاهی فرد ظاهرمی شود .وقتی ما نام خدا را برزبان می آوریم، با توجه به اینکه ازبی کرانگی ولایتناهی این نام آگاه هستیم تصویری عظیم وبزرگ درمقابلمان شکل می گیرد که ما را به خدا وصل می کند.این قدرت درتکرارنام خداوندهم وجود دارد ،چرا که خداوند تمامیت جهان هستی است .وقتی ما به خداوند فکرمی کنیم خصوصیات اورا نیزبه یاد می آوریم .خصوصیاتی همچون قادرمطلق ،حاضرمطلق ،دانای مطلق ،این یاد آوری به ما نیرو،وقدرتی بی کران می دهد .با تکرارنام خداوند می توان همه چیزرابه دست آورد .که مهمترین آنها آرامش درونی است .تکراراین نام باعث تصفیه ذهن می شود .درنامهای خداوند قدرت عظیمی وجود دارد که تکرار آنها طبیعت اهریمنی فرد را به طبیعت خالص والهی تغییرمی دهد .اگرما بتوانیم با هردم وبازدم یکی ازنامهای خداوند را تکرارکنیم ومدتی این کاررا هرروزانجام دهیم به وحدت وسرور،با خداوند و صلح و پایداری دست پیداخواهیم کرد.

حضرت عیسی می فرمایند : با نان تنها، ممکن است که به سختی زنده بمانید ولی با نام خداوند به تنهایی، زنده خواهید ماند .

با تکرارنام خدا، ذهن تصفیه میشود. افکارخوب وخالص درآن انباشته خواهد شد ودرنتیجه شخصیت فرد تغییرمی یابد وحالات روحانی دراو نمایان می شود. با تکرارنام خداوند ذهن تغییرشکل داده، بازسازی وازنواحیاء می شود.با تکرارنام خداوند ویا اندیشیدن به نام او،قلب نیزپاک می شود .نام خدا نیروبخش فوق العاده ای، برای ریشه کن کردن هرنوع بیماری، وداروی اختصاصی، برای هر درمانی است. که سرانجام رهرو،را به وحدت با خدا ی خود می رساند وآگاهی را بالا می برد

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 15:5 توسط درخشان | |

                 درمان با رنگ آبی

 

آبی ما را به یاد آسمان می اندازد . آسمان که جایگاهی پاک ومقدس به حساب می آید ، آسمانی که ازآن به عنوان بهشت یاد می کنند .

این رنگ محبوب ترین رنگ دربین بسیاری ازآقایان می باشد .آبی رنگ مثبتی برای نشان دادن وفاداری واعتماد است این رنگ سمبل ایثار،الهام ،صلح وآرامش است ،رنگی بسیارزیبا برای مراقبه وتعمق به شمارمی آید .درمکان های شفا بیشترازاین رنگ استفاده می کنند . اگر یک فرد نابینایی را دریک اتاق با رنگ آبی قراردهیم او بلافاصله رنگ آبی را تشخیص خواهد داد ، چون ارتعاشات این رنگ اورا به آرامش می رساند .

آبی اشتها را کم می کند اشعه ی آبی یکی ازمهمترین ضد عفونی کنندها درجهان است .آبی سرد کنند ه وقابض وبرق دهنده است .این رنگ درارتباط ومحرک گلو وحنجره است . جایگاهی که معمولا " مرکز قدرت انسان ها می باشد چون اولین مرکزبیان ارتباطات ازطریق سخنوری است . پرتو آبی برای هرگونه مشکلات گفتاری مانند گلو درد وحتی لکنت زبان کارآیی دارد .

اگرآبی را که با نورآبی تابانده شده به شخص مبتلا به لارنژیت والتهاب حلق بدهید بیماری او برطرف خواهد شد . این رنگ برای درمان تنش ، ترس ، تپش قلب وبی خوابی به کارمی رود .به  افرادی که ازبی خوابی رنج می برند توصیه می شود یا اتاق خواب خود را آبی کنند ویا ازملحفه های آبی استفاده کنند حتی می توانند یک لامپ کم وات آبی رنگ را تا صبح روشن نگه دارند .

این رنگ باعث کاهش الهتاب می شود بنابراین برای درمان لارنژیت ، گلو درد ، التهاب لوزه ها و گواتر بسیارموثرمی باشد .آبی اثرمثبت برروی غده ی تیروئید دارد .

آبی روان ما را درمقابل تاثیرات منفی محافظت می کند ذهن را آرام ومتعادل می کند زود رنجی وتند خویی را کاهش می دهد وبا تاثیرآرامش بخش خود دری به سوی الهام درونی بازمی کند . آبی با ایمان ، توجه ووفاداری پیوند دارد ونشان دهنده ی معنوی بودن ، فکوربودن ، ثبات ومهربانی می باشد .این رنگ مسکن بسیارخوبی برای درد ها است .ضربان را کاهش می دهد فشارخون بالا را تنظیم می کند ، برای پایین آوردن تب بسیارکارآیی دارد چون خنک کنند می باشد . آبی ازخون ریزی جلوگیری می کند ضد التهاب وضد عفونی کننده است ازاین رنگ درمانگران برای درمان تومورها وبیماری های عفونی پوستی بسیاراستفاده می کنند . کسانی که حالت گرگرفتگی دارند ازاین رنگ استفاده کنند چون آبی درجه حرارت بدن را هم پایین می آورد .

کمبود این رنگ دربدن باعث شوک های عاطفی نابه هنگام می شود ، درمواقع عدم ثبات وبی تعادلی دراین مرکز ممکن است شخص دچاربیماری هایی مانند : آسم ، سرگیجه ، آلرژی ، کم خونی ، خستگی ، گلو درد ولارنژیت شود .

این رنگ مسکنی بسیارخوب برای درد استخوان می باشد . برای بالابردن سیستم دفاعی بدن ازپرتو نورآبی استفاده شود این رنگ دربیماریهای کبد ویرقان بسیارموثرمی باشد . 

نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 21:23 توسط درخشان | |

                                                 برای تو که بد قولی

 

                           نظم درزندگی

 نظم وانظباط چقدردرزندگی روزانه شما مهم است ؟ آیا شما ازآن دسته آدم هایی هستید که کارهای خودتان را سرساعت معینی انجام می دهید؟ سرقرارهای خود به موقع حاضرمی شوید ؟ برای زندگی روزانه ی خود وقت و زمان تعیین کرده اید وهمه چیزرا طبق برنامه ازپیش تعیین شده انجام می دهید یا نه؟شاید برای عده ای ازشما این امرزیاد مهم نباشدکه کارهایتان را به موقع انجام دهیدواعتقاد دارید که نظم چندان ضرورتی درزندگی ندارد اگرصاحب چنین تفکری هستید باید بدانید که درست فکرنمی کنید .اگرنگاهی به ساختاردرونی خود بیندازید وبفهمید که همان طورکه دربیرون ساعتی مکانیکی یا دیجیتالی تعیین کننده زمان انجام بسیاری ازکارها است، دردرون بدن همه ی ما هم ساعتی وجود دارد که به ساعت بیولوژیکی معروف است ووجود همین ساعت دربدن ما، تایید می کند که نظم چقدرمهم است وچنانچه به این ساعت بی تفاوت باشیم چه اتفاقاتی درزندگی ما می افتد .نگاهی کوتاه به کارکرد این ساعت ، خالی ازفایده نیست .

دردرون بدن هرانسانی واصولا" هرموجود زنده ای ساعتی وجود دارد .این ساعت درونی بدن ، به ما کمک می کند تا فعالیت های خود را درروزافزایش داده ودرتاریکی شب ازشدت آن بکاهیم و به استراحت بپردازیم .هم چنین چرخه ی خواب وبیداری، فعالیت واستراحت ،حرارت بدن ، حرکات قلب ، مصرف اکسیژن ومیزان ترشح غدد درون ریز توسط همین ساعت بیولوژیک بدن تنظیم می شود .درتنظیم ساعت بیولوژیک بدن سه عضوبا هم همکاری دارند .

1-    گیرنده های نورواقع درچشم

2-    بخشی ازهیپوتالاموس

3-    غدد صنوبری

هنگامی که نورطبیعی ( خورشید ) به چشم ها می رسد ، گیرنده های نور آن را به هیپوتالاموس مغزمخابره می کنند . سپس هیپوتالاموس به غدد صنوبری که چشم سوم نامیده می شود فرمان می دهد که ملاتونین ترشح کند .درواقع تولید ملاتونین نسبت به دوعامل نوروحرارت بدن حساس است .هنگامی که نوروحرارت کاهش می یابد ، ما احساس خواب آلودگی خواهیم کرد .چرا که تولید ملاتونین افزایش می یابد . تولید ملاتونین درشب 10 برابرمیزان آن در روز است .میزان وتولید ملاتونین درافراد مسن با بالا رفتن سن کاهش می یابد به این خاطراست که آنها صبح ها زودتربیدارمی شوند .

وجود چنین ساعتی خود گویای این امراست که نظم چقدردرچرخه ی حیات ما مهم  و لازم است . همانطورکه بدن برای انجام فعالیت های خود ازساعت بیولوژیک بهره می برد ، ماهم زندگی روزانه ی خود را باید طبق برنامه وهدف مشخصی تعیین کنیم .باید دانست که اساسا" یکی ازاصول موفقیت درزندگی، شغل وتحصیل ودیگرفعا لیت های انسان ، نظم است . روانشناسان معتقدند : که افراد سرحال وشادمان که احساس خوب درباره ی خویش دارند ازسه ویژگی برخوردارند :

1 – نظم درزندگی

2 – تجربه ی موفقیت وشکست را جزئی اززندگی شمردن

3- داشتن برنامه وایده وروش

توجه کنیم که دومورد ازاین سه موارد که خیلی مهم هستند ، ارتباط مستقیم با نظم درزندگی دارند .هنگامی که ما براساس یک برنامه منظم به زندگی خود ادامه می دهیم ، این کارباعث به وجود آمدن نوعی هماهنگی بین جسم وروح ما می شود .چنانچه برنامه زندگی روزانه ما هدف مشخصی نداشته باشد ، نوعی اغتشاش وآشفتگی درزندگی به وجود می آید که چرخه ی طبیعی بدن را مختل می کند. وقتی ما نتوانیم با توجه به روشنایی روزوتاریکی شب، کاروخواب و استراحت خود را تنظیم کنیم ، باعث به هم خوردن کارکرد طبیعی ساعت بیولوژیک بدن می شود واین ساعت نمی تواند به اموری که به خودش مربوط است ، دستورات درست را بدهد .برهم خوردن نظم ساعت درونی ونا هم خوانی آن با طبیعت وشبکه اجتماعی منجربه هم خوردن روح و روان می شود وباعث به وجود آمدن بی خوابی مزمن ،هواپیما زدگی و اختلال خواب درشاغلین که درشیفت شب کارمی کنند ، می گردد .تاریخ زندگی انسانها به خوبی ثابت کرده است آنهایی که با طبیعت بیشتردمخوربوده وساعات کارواستراحت خود را برمبنای شب وروزتنظیم کرده اند ازسلامت روحی وجمسی بیشتری برخورداربوده اند . تصورکنید کسی را که شب ها بیداراست وروزها می خوابد اولین اتفاقی که برای او می افتد این است که ازمنبع نورخورشید بی بهره می شود نورخورشید نقش مستقیمی در ساخته شدن ویتامین D  دارد که برای سوخت و ساز کلسیم ، مهم است. به هرحال ما نیازداریم که برای انجام کارهای خود ،برنامه ی منظمی داشته باشیم وبدانیم که سرساعت وبه موقع در محل کاریا سرقرارحاضرشدن ، قبل ازاینکه یک وظیفه ی اجتماعی یا مسئولیت فردی قلمداد شود و فکرکنیم ازاین راه تنها دیگران منفعت می برند ،که تصوری خطا است .باید بدانیم نظم وخوش قول بودن قبل ازهرچیزبه جسم و روح ما شکل می دهد وازما آدمی شاداب وبا نشاط می سازد .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 21:51 توسط درخشان | |

         درد تو ازتوست ،ولی تو بدان بصیرت نداری ودرمان تو نیزدر

       درون توست ،لیکن توبدان آگاهی نداری .

                                                  حضرت علی (ع)

 

                رنگ درمانی ( رنگ سبز)

رنگ درمانگران معتقدند : که علت هربیماری می تواند ناشی ازفقدان یا کمبود انرژی خاص درسیستم بدن باشد واستفاده ازرنگ ها برای برقراری تعادل درونی ،سلامت جسمی وایجاد آرامش روحی وروانی بسیارموثرمی باشد .

درکناررنگ های گفته شده رنگ سبزنیزخواص درمانی وآرامش دهنده ی بسیاری دارد .سبزرنگ طبیعت وسرسبزی وآرامش می باشد .این رنگ بهارراتداعی می کند همان طورکه می دانید با سبزشدن تنه وشاخه درختان وجوانه زدن آنها ، ازآمدن بهارخبردارمی شویم وبهارراهمراه با انرژی سبزرنگ درتمام اعضاء وبه خصوص قلب خود احساس می کنیم .این رنگ نشاط بخش والقاء کننده وحس رویش وزندگی است .سبزمخلوطی ازرنگ آبی وزرد می باشد .زرد آن مغزرا وادارمی کند که پرازانرژی شود وشادابترعمل کند درحالی که آبی آن فشاررا متعادل می سازد .سبزباعث تجدید قوا می شود.این رنگ درعین نشاط آوربودن ، آرامش بخش وتسکین دهنده نیزمی باشد .سبزپاکسازی کننده ی بسیارقوی ای می باشد چون اثرشل کنندگی دارد واغلب درمانگران برای پاکسازی هاله، ازانرژیهای معیوب ازاین رنگ استفاده می کنند حتی سبزرا همراه رنگ مکملش اناری برای د رمان تومورهای سرطانی به کارمی برند.

سبزرنگ شفای روحانی می باشد ودرجوهرخود دارای تعادل وهارمونی است وروح وجسم را  آرام می کند وما را پذیرای سازش می سازد .سبزقلبمان را آرام وریلکس می کند واجازه می دهد زیبایی طبیعت را تجربه کنیم وحس قدردانی وعشق را نسبت به خلقت افزایش می دهد .سبزیک پاد زهربسیارقویی برا ی قلب می باشد .این رنگ برتمامی حالات واختلالات قلبی وفشارخون تاثیرگذارمی باشد وهم چنین اثرانرژی دهنده و آرام کننده دارد .سبزبا دارا بودن خواص ضدعفونی دردرمان عفونت ها هم به کارمی رود وبدن را ازسموم پاک می کند .انرژی های مثبت ومنفی بدن رابه تعادل می رساند وذهن وجسم را با هم هماهنگ می کند .این رنگ قدرت شفابخشی والتیام دارد وسردردهای ناموزون وناهماهنگ میگرن وبی حالی وسستی وهم چنین رنگ پریدگی را درمان می کند ،استرس را کاهش می دهد .

این رنگ درقرن پانزدهم برای لباس عروس به کارمی رفته وهم چنین نماد باروری بوده .کمبود این رنگ باعث بیماریهای قلبی وریوی ،آسم ،فشارخون ، سردردهای میگرنی وعصبی ،ازدست دادن بردباری ورفاقت دربرابردیگران وبه نوعی سنگدلی خواهد بود .این افراد باید ازغذاهایی که سبزهستند استفاده کنند تا مشکل شان برطرف شود .تمام میوه ها ی سبز رنگ وسبزی ها برای آنها توصیه می شود .رنگ سبزباعث آرامش وتعادل اذهان درگیروپرمشغله است .سبزبا قلب پیوند دارد .برای همین منظوردراتاق عمل ازاین رنگ استفاده می شود چون ارتعاشاتی که ازاین رنگ ساطع می شود قلب را شارژمی کند .رنگ سبزبه مقدارزیاد حالت سکون ایجاد می کند به همین دلیل تمام فشارهای عصبی را ازبین می برد .

اگریک بطری سبزرنگ را پرازآب کنید وبه مدت چهارتا پنچ ساعت زیرنورخورشید قراردهید بهترین روش جذب این رنگ به بدن خواهد بود (البته بعد ازنوشیدن آن )

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:56 توسط درخشان | |

  برای بازگوکردن خلق وخوی انسان ها، رنگ مانند کلامی گویا است .ارتعاشات رنگی که دورما احاطه شده اند انرژی زیادی را به ذهن وجسم ما می رسانند وآنها را شارژ می کنند واگرما رنگ ها را درست انتخاب کنیم می توانیم ،اعضا ء واندام های بدنمان را درمعرض ارتعاش آنها قراردهیم وازآن رنگ ها به عنوان درمان استفاده کنیم چون رنگ ها نیرویی را دراختیار ما قرارمی دهند که شفا بخش هستند .

رنگ بیانگر وبازتاب احساسات ما است . رنگ هایی را که دراطراف خود می بینیم نه تنها ازراه دیدن بلکه به واسطه ی امواجی که ازخود ساطع می کنند برما اثرمی گذارند . یکی ازاین رنگ ها ، رنگ زرد می باشد که نشانه ی هوش ،درایت ، ذهنیت وقدرت فردی به شمارمی آید .زرد نماینده ی با ارزش ترین سرمایه ی بشری یعنی طلا است . چون اغلب مردم ارزش همه چیزرا با طلا می سنجند وتمام مدال ها وجایزه های اول ازطلا می باشد .زرد اعصاب را نیرو می بخشد وشعف وانبساط خاطردرفرد ایحاد می کند وبرمیزان تحمل فرد چه درسطح فیزیکی وچه معنوی اثرمثبت دارد . این رنگ سیستم گوارش را هم کنترل می کند وازطریق فعالیت زدایشی خود برکبد و روده ها به تصیفه ی بدن کمک می کند وتاثیرمثبتی برروی طحال وکیسه صفرا واعصاب دارد فقدان این رنگ دربدن خود را به صورت فلج کامل یا نا کامل نشان می دهد پس برای درمان رماتیسم و آرتریتها هم بسیارموثرمی باشد . رنگ زرد برای شکستن رسوبات تجمع یافته ی کلسیم دربدن کارآیی بالایی دارد وبیشتردرمان گران با این رنگ روی استخوان ها کارمی کنند . البته ازاین رنگ به مدت طولانی نمی توان استفاده کرد چون زرد رنگ سردی وجدایی می باشد درصورت کاربرد بیش ازحد آن ممکن است درفرد احساس انزوا نسبت به محیط ومردم پدید آورد . رنگ ها تا زمانی که شما را به سوی خود فرا می خوانند ازآنها استفاده کنید چون بدن شما این نیازرا تعیین می کند وزمانی که ازآن رنگ زده شدید یعنی بدنتان ازارتعاش آن رنگ پرشده است ودیگرنیازی به آن ندارید . زرد توانایی منطقی وخود کنترلی را برای رسیدن به روشن بینی تقویت می کند . مراحل هضم را درمعده اداره می کند . پوست را بهبود می بخشد، پس برای درمان تمام ناراحتی های پوستی حتی پیسی بسیارمفید می باشد اگر بیماری که، ازپیسی رنج می برد را با پرتو این رنگ به مدت هشت ماه، درمان کنند بیماری او برطرف خواهد شد . برای بیماران دیابتی هم این رنگ مورد استفاده ی زیادی دارد . زرد حالات زنانه را هم تقویت می کند . سیستم عصبی را تحریک می کند وازاین طریق تمام بدن با افسردگی به مقابله برمی خیزد به خاطرهمین است که این رنگ را خوراک اعصاب نامیده اند . کسانی که غدهء تیروئید پرکاری دارند نباید به مدت طولانی درمعرض رنگ زرد قرار بگیرند . افرادی که فشارپایین دارند و افرادی که معده وکلیه ها ی ضعیفی دارند، باید بیشترازاین رنگ استفاده کنند . این رنگ پوست را شفاف می کند ودردرمان انواع بیماری های پوستی بسیارموثرمی باشد . زرد احساسات انسان را زیرو رو می کند  وانسان را ازاندوه درمی آورد . رنگ ها چون دارای طول موج می باشند درحیطه ی علم نیزبررسی می شوند وبه این ترتیب مانند روان انسان غیرملموس هستند . ازرنگ زرد دردرمان انواع درد ها ،سوختگی ها ، ناراحتی ها ی پوستی ، تحریکات عصبی ، تشنج ها ، سل و... می توان استفاده کرد .

میوه هایی که رنگ زرد را به بدن ما می رسانند ، عبارتند از: کدو ،فلفل زرد ،ذرت ، موز، آناناس ، لیمو ، گریپ فروت ، ،شهد گیاهی ،خربزه ، به، واغلب میوه های زرد دیگر.

نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:33 توسط درخشان | |

رنگ ها اصواتی قابل رویت هستند هرچند فرکانس آنها برای گوش ها نامحسوس است ، اما برای درک آنها چشم ها بهترین وسیله می باشند . ما آگاهانه یا نا آگاهانه تحت تاثیر امواج رنگ ها قرارداریم وازمحیط وحتی از غذاهایی که می خوریم رنگ جذب می کینم . وقتی به فرهنگ قدیمی یونان یا مصرنگاه می کنیم می بینیم رنگ ها کاربردی خاص وتاثیرفراوان برروی شفای بیماران داشته اند .درآن زمان بیماران را دراتاق مخصوصی قرار می دادند که پنجره ی آن را ازپارچه ای رنگی می پوشاندند وازطریق این پارچه ها وجذب نورخورشید بیماری های خاص فیزیکی یا روانی را درمان می کردند .

رنگ لباس ها درحال خوب ما اثرمی گذارند .ما وقتی ازاثررنگ ها وکاربرد آنها اطلاع داشته باشیم می توانیم رنگ ها را آگاهانه ومعنی دار انتخاب کنیم . یکی ازاین رنگ ها رنگ نارنجی است که درما، شادی ونشاط را به وجود می آورد وخون را پاک سازی می کند . این رنگ گرفتگی یا اسپاسم را رها می سازد وانرژی بدنی را با خرد ذهنی درهم می آمیزد و به رشد وشکوفایی ذهنی کمک می کند افرادی که فلج ذهنی دارند با این رنگ درمان می شوند چون این رنگ نشاط آوروشادی بخش است دردرمان افسردگی نیزتاثیردارد .تبدیل نیروهای جنسی به نیروهای بالاتربا استفاده ازنارنجی امکان پذیرخواهد بود. به همین دلیل این رنگ دردرمان ناباروری موثرمی باشد .ازاین رنگ برای ازبین بردن بدخلقی وخشونت نیزاستفاده می کنند .نارنجی برای درمانگرانی که با رنگ درمان می کنند، با کمک رنگ سبزوقرمز، پاک کننده ی خون ازآلرژی وقند می باشد .

نارنجی عزت نفس را تقویت می کند وباعث نشاط ازلذت ها ی احساسی می شود این رنگ غدد لنفاوی را پاک سازی می کند وبرروی تعادل هورمون ها اثرمی گذارد .

احساس ترس را دورمی سازد وبرروی احساسات شخص اثرهماهنگ کننده دارد. حافظه را تقویت می کند . کمبود این رنگ دربدن باعث می شود خاطرات واحساسات گذشته ازیاد برود .نارنجی آرامش بخش وتطهیرکننده می باشد وباعث می شود سرحال بمانید وروند پیری را کند می کند وحیات نورا به سویتان جاری می کند .

کمبود این رنگ  دربدن باعث اختلالات هاضمه ، اختلال تمرکز ، ناتوانی جنسی ، سرد مزاجی ، واپس زدگی ، بیماری آسم ، التهاب ، برونشیت ، تب ، سرفه ، نقرس ، رماتیسم مزمن ، التهاب کلیه ها ، سنگ صفرا، بی حالی ذهنی ، صرع ووبا می شود . افرادی که زندگی را غم انگیزوکسل کننده وبی ارزش می دانند ازاین رنگ استفاده کنند و ازغذاها ومیوه های که رنگ نارنجی دارند مانند هویچ ، پرتقال ، طالبی ، نارنگی ، هلو؛ خرمالو،زردآلو، کدو تنبل ، انبه و ... استفاده کنند . آب خورشیدی هم بسیاراثربخش خواهد بود چون رنگ خورشید مخلوطی اززرد وقرمز می باشد، ترکیبی ازانرژی فیزیکی وحکمت عقلی به شمارمی آید .نارنجی چون رنگ گرم ونیروآورمی باشد ما را ازانرژی تازه ومحرک سرشارمی کند . 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:2 توسط درخشان | |

         

                         رنگ درمانی

رنگ درمانی دانشی الهی وقدیمی است .این شیوه درمان ازدیربازدرسرزمین های یونان  مصر، هندوچین شروع شده وتا به امروزادامه داشته. درمورد تاثیررنگ بربدن انسان کسی نمی تواند تردید کند. بسیاری، اثررنگ را بربدن خود تجربه کرده اند وبه خوبی آگاه هستند که چگونه بعضی ازرنگ ها می توانند بطورمستقیم روی بدن  اثرخود رابجا بگذارند مثلا" کسانی که لباس هایی با رنگ قرمز پوشیده اند شاید بعد ازمدتی متوجه شده باشند که  پوست بدنشان سرخ شده و این به خاطرآن است که گلبولهای قرمزبدن به این رنگ حساسیت نشان داده ودرسطح پوست تجمع می کنند ویا وجود بعضی ازرنگ ها درمحیطی که زندگی می کنیم می توانند باعت تغییرات بسیاری درما شوند به طورمثال وجود رنگ های خاصی دراتاق خواب می تواند درخوش خوابی یا بدخوابی ما اثربگذارد، چنین مواردی است که ثابت می کند می توان ازرنگ ها دردرمان بعضی ازبیماری ها استفاده کرد وباید دانست که بزرگترین تاثیررنگ برروح آدمی است وریشه ی بسیاری ازبیماریها درهمین روح آدمی نهفته است، اما می شود بعضی ازبیماری های جسمی را هم ازطریق رنگ درمان کرد ازجمله  دردپا ودردکمر، که بعد ازسن 40 سالگی بیشترخود را نشان می دهند ویکی ازعلتهای  آن می تواند کمبود رنگ قرمزدربدن باشد. چون زمانی که کودک متولد می شود تا سن 4 سالگی رنگ قرمزرا ازمواد غذایی چون گوشت ومیوه هایی برنگ قرمز ولباس های رنگی که اطرافیان برای او تهیه می بینند، در بدن خود ذخیره میکند .  درسن بالا این رنگ کم کم، کمرنگ وبالاخره تمام می شود وشخص را دچاراولین درد که دردپا است می کند .نوع تغذیه ولباس پوشیدن برای جذب این رنگ بسیارمفید است ما این رنگ را می توانیم ازراه مبلمان خانه، نورولباس به محیط زندگی خود وارد کنیم زیرا این فضای زندگی که ما درآن به طورذهنی تنفس می کنیم و براساس  آن خود را می سازیم مهمترین مکان برای جذب رنگ به بدن ما می باشد مخصوصا" رنگ قرمز. ما درواقع با رنگ درمانی نه تنها خود را درمان می کنیم بلکه ذهن وروح خود را هم شاداب وتقویت می کنیم

برای جذب رنگ قرمزمی توانیم ازمواد غذایی چون گوشت قرمز، تربچه کلم قرمز،چغندر ، آلبالو،کشمش قرمز،آلوی قرمز،هندوانه و...استفاده کنیم .استفاده طبیعی ازارتعاشات رنگی قرمزباعث می شود که کم خونی بی حالی وناتوانی جسمی ودردهای پا وکمر وبی حسی ها درمان شود چون رنگ قرمزرنگی گرم است ومویرگهای خونی را نیزگرم می کند درنتیجه گردش خون تسریع می شود .درسطح روانی قرمزنشانه ی جرات واعتماد به نفس است . شوروشوق وانگیزه انرژی قرمز لازم دارد اگررنگ قرمز دربدن ازبین برود یا کم شود، ضعف فیزیکی ، خستگی ، کاهش انگیزه ، عدم احساس آرامش ، عصبانیت وترس ، پیش خواهد آمد .

نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 14:52 توسط درخشان | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت